اسلام آدامسی

:: اسلام آدامسی

یکی از برنامه های فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام وانقلاب در جنگ نرم وغارتگری مبانی اعتقادی و اخلاقی مردم ،برجسته نمودن ایران باستان و تبلیغ و تکرار آن و توهین به مقدسات اسلامی است .در زمان حکومت پهلوی دوم یکی از مهمترین اقداماتش برای کم رنگ کردن فرهنگ ناب اسلامی و بعد مقابله با آن، تبلیغ باستان گرایی و برگزاری جشن های دوهزار و پانصد ساله و تغییر در تاریخ و... بوده است. در سال های اخیر با اشاره بعضی از متفکران غربی و همراهی عده از وابستگان آنها به هدف ضربه زدن به فرهنگ کفر ستیز و طاغوت برانداز اسلام و ،برگشت به قبل ازآمدن اسلام و تشیع را در بعضی از مراکز علمی آموزشی و در کوی و برزن و به هنگام نام گذاری فرزندان و... تبلیغ و ترویج می نمایند.در رابطه با این موضوع نکاتی را به عرض مخاطبان عزیز می رسانیم.

 1حکومت های شاهنشاهی هیچ گونه جایگاه عقلی و شرعی که قابل دفاع باشد نداشته اند به جهت اینکه نه بر اساس براهین عقلی و دستورات شرعی و الهی حاکم می شدند که خداوند در سه جای سوره ی مائده حکومت های اینگونه ای را کافر،ظالم و فاسق می داند و نه با آراء و خواست و نظر مردم یعنی همان دموکراسی بلکه همانند حکومت سعودی و... عقب مانده و قرون وسطایی بوده اند که بعید است صاحب عقل و شعوری به آنها افتخار نماید.                                                                                          

2- افرادی که علیه اسلام و رسول خاتم و احکام حیات بخش و نجات دهنده اش تبلیغ و به نژاد آریایی که یکی از برنامه هایشان ازدواج با محارم بوده افتخار می کنند باید مستحضر باشند که براساس آیات قرآن کریم و تفسیر آنها اولاً صاحب  اندیشه ای  کوتاه هستند که نه از گذشته اطلاعی و نه از آینده خبری بلکه به اندازه سه سانت می توانند ببینند و بیندیشند -

إِنَّا جَعَلْنا فِی أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِیَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ «8»وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ «9»     یس 8-9

ثانیاً فکر و اندیشه آنها سطحی و محدود به چهار دیواری دنیاست و هیچ علم و معرفتی نسبت به زندگی ابدی و اخروی ندارند                              

وَ قالُوا ما هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِکَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَظُنُّونَ (جاثیه24)  

3-آنهایی که به ایران باستان افتخار وبد گویی اسلام عزیز و احکام نورانی اش را می کنند ، باید متوجه این نکته باشند این حرکت طراحی شده از سوی دشمنان به ویژه صهیونیستها  می باشد .همانهایی که بیشترین دشمنی را با اسلام ناب و پیروان مومنش دارند -  لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ ( مائده 82)           

4- کسانی که با شعار برتری عجم برعرب ،زبان فارسی بر زبان عربی به خود می بالند و خوشحال می شوند، باید بدانند این اقدام نیز جاهلانه و نژاد پرستانه است چرا که خدای متعال امتیاز و  برتری افراد را به تقوایی که تامین کننده ی کرامت انسانی و حیات حقیقی اوست معرفی می کند نه به زنگ و نژاد و زبان.( إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ (حجرات 13)

5- برا ساس ایات قرآن کریم آنچه شئ بر او اطلاق می شود ،مخلوق خدای متعال است و احدی در این عالم مالک بالا ستقلال بر چیزی نیست . اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَکیلٌ ( زمر62)

بنابراین زبان عربی ،فارسی ،انگلیسی و ... متعلق به خالق و مالک آنها یعنی خدای سبحان است. آنچه که مهم است به کار گرفتن این نعمت الهی در جهت رسیدن به خدا و کمال حقیقی است نه برای برتری طلبی ،پز دادن و تحقیر نمودن دیگران . جای تعجب است که همین افراد نسبت به زبان انگلیسی،فرانسوی،آلمانی و ... آن گونه استقبال می کنند که در لابلای سخنانشان برای دانشمند و با سواد نشان دادن خویش استفاده می نمایند . اما زبا ن عربی یعنی زبان وحی الهی و قرآنی که غنی ترین زبان و زبان دنیا و آخرت است را تحقیر می کنند .  إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (3)وَ إِنَّهُ فی‏ أُمِّ الْکِتابِ لَدَیْنا لَعَلِیٌّ حَکیمٌ (4)که ما آن را قرآنى فصیح و عربى قرار دادیم، شاید شما (آن را) درک کنید! (3)و آن در «امّ‏الکتاب» [= لوح محفوظ] نزد ما بلندپایه و استوار است! (4)

6-برخی از این افراد از گذاشتن نام نیکو بر فرزندانشان که یکی از حقوق لازم و حتمی بر والدین است خود داری می نمایند و می گویند نام پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او علیهم السلام عربی است .اینها اگر بگویند نام گذاشتن خیلی مهم نسیت چرا این قدر حساسیت به خرج می دهدند و نام هایی بر فرزندانشان می گذارند که جای هیچ گونه افتخار و الگو پذیری نیستند و اگر بگویند چرا اسلام روی نام نیکو تاکید داشته است به خاطر اینکه یکی از چیز های تاثیر گذار برتربیت و شخصیت همانندی و همسانی و الگو پذیری از بزرگانی است که نام آنها زیباست . نام نیکو بر اساس تفسیر آیات قرآن نام پیامبر واهل بیت علیهم السلام است   (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها) اعراف180

7- افرادی که سعی و تلاش بر احیاء نمودن باستان گرایی ،ملی گرایی ،کوروش کبیر ،نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و ... دارند،همه در یک راستا و مورد تمجید و ستایش دشمنان به خصوص صهیونیستها هستند .ای فراد باید بدانند مرز پر گهر ایران و عزت و عظمت ایرانی آن وقت تحقق پیدا کرد که تحت حاکمیت اسلام ناب و مکتب سرخ تشیع قرار گرفتند و اجازه  غصب یک وجب از این خاک را به دشمنان ندادند، نه آنهایی که هرکدام برای زندگی دنیوی و عیش و نوش خود و خانوادشان بخشی از ایران را می بخشیدند و یاایران را در مقابل چشمانشان تصرف می کردند و یا به زیر سلطه  ی دشمنان افتخار می نمودند و یا بدون اجازه انگلیس و آمریکا جرات بر کاری نداشتند و عزت ،شرف و عظمت ملت ایران را پایمال و پایکوب می کردند .عزت ایران و ایرانی در سایه ی اسلام و ولایت را طی این سی وهفت سال به خوبی دیده ایم .از بغض و کینه غارتگران و ازغبطه ی دنیای تحت سلطه نسبت به کشورمان بار هار شنیده و مشاهده کرده ایم.پس قدر و قیمت این استقلال ،امنیت و آزادگی را بدانیم و کفران نعمت نکنیم که  - لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ (ابراهیم7) 8- احترام و افتخار به ملتی توحیدی و خداپرست ،تمدنی کهن ،معماری کم نظیر ،حیا و حجابی مثال زدنی و پذیرش اسلام و تشیع با اراده و رغبت مورد بحث ما نیست .افرادی که بدون توجه به آن سابقه نورانی و این لاحقه ی مشعشع مبلغ افکار صهیونیستها شده و با عقل اسیر ، فکر معیوب و قلب مریض خود اسلام عزیز را مورد هجمه قرار میدهند یا ایرانی غیر مسلمان هستند خوب است انصاف را رعایت کنند آنگونه که در روایات ما به سید و آقای اعمال یاد شده است ((سیّد الاعمال الانصاف)) ویا ظاهراً مسلمان اند که به تعبیر حضرت استاد جوادی آملی درتفسیرعبارت امام حسین علیه السلام که فرمود: (النّاس عبید الدّنیا و الدّین لعق علی السنتهم - مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان) اسلام آنها آدامسی است یعنی به اندازه آدامسی که در فضای دهان می چرخد اسلام اینها نیز به همین اندازه است و با هر پیشنهاد و تطمیع ویا تهدید و ترسی رها می کنند و به دشمنان خدا می پیوندند .بنابراین انسان عاقل و فرزانه با اندیشه و فکر صائب و صفات پسندیده و رفتار نیکو از هر گونه سخن لغو و بی فایده اجتناب (وَ الَّذینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (مومنون3)) و از هر گونه رفتار بیهوده و عبث خود داری می نماید - أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ (مومنون115)- چرا که تنها دین مقبول نزد خدا از آدم تا خاتم اسلا م بوده و هست- إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ(آل عمران 19)-و همه انبیاء مسلمان بوده و همگان را به اسلام دعوت کرده اند- فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (بقره 132)-

                                                                 والعاقبه للمتقین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

  

 

   

 

 

 

                                                                                                

 

         

 

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیاناسلام آدامسی
برچسب ها : اسلام ,زبان ,افتخار ,دشمنان ,بوده ,گونه ,عِنْدَ اللَّهِ ,خدای متعال ,کُلِّ شَیْ‏ءٍ ,علیهم السلام ,الگو پذیری

قصه ی وصل ( حکایتی که همچنان باقیست )

:: قصه ی وصل ( حکایتی که همچنان باقیست )


قصّه ی وصل ( حکایتی که همچنان باقیست.... )

آنهایی که به رُمّان، قصه و حکایت علاقه دارند و بخشی از عمر خود را پای نوشتن و خواندن اینها سپری می کنند ( که بعضی از آنها چندان مفید فایده هم نیستند)  خوب است در باره ی قصه ی حقیقی، (نه خیالی و وهمی) مردانِ مردی که هشت سال ایران و ایرانی را به اوج عظمت و عزّت رساندند وهویت عینی و حقیقی پیروان مکتب عشق و شهادت را به رخ دنیا کشیدند و دوران نِکبت و ذلّت شاهان ذلیل و حقیر را جبران نموده اند، تأمل نمایند و مطالعه ی بیشتری داشته باشند.

وقتی در ایّام عید مناطق عملیاتی را با حضور پر شور و شعور زنان و مردان، بویژه جوانان می بینی، پرسش های فراوانی به ذهن می آید، از جمله اینکه:

 چه عامل یا عواملی بعد از 27 سال این مردم را در سراسر کشور به سمت هوای نامناسب خوزستان در کنار باتلاقها، خاکها، رمل ها و.... می کشاند؟

 در دنیای سراسر مادّی و تُهی از معنویت چگونه است که عده ای رنج سفر را تحمل می نمایند و نگاهی فرا مادی دارند؟

چه چیز موجب می شود از دنیای پر هیاهو و ظاهراً جذّاب مادی جدا شوند و در آن سرزمین ها خلوتی داشته باشند؟

چه عواملی باعث می شود دلها اینقدر نرم و خدایی شوند و اشک از دیدگان جاری شود؟

در زمانی که عده ای پُزِ زندگی مُدرنیته ی خالی از معنا را میدهند چرا بعضی حاضر می شوند لحظاتی از عمر خود را فارغ از زد و بندهای پوچ جناحی و حزبی روی خاکهایی قدم بگذارند که بوی شهید و شهادت می دهد؟

آیا مدعیان روشنفکری و مدعیان تعلیم و تربیت می دانند یکی از بهترین مکانهای تربیت و بازگشت به فطرت الهی و خدا را دیدن در آن سرزمین رقم می خورد؟

آیا آنهایی که عمر خودر را ایّام عید در کنار تخت جمشید ( بدون از اینکه سوال کنند جمشید که بود ) و در منطقه ی آزاد کیش و... می گذرانند حاضر می شوند لحظاتی را به تدبّر و تعمّق در اینکه چرا بخشی از این مردم با اراده و اختیار و با عشق و علاقه راه دیگری را انتخاب نموده اند، بگذرانند؟

برای پاسخ به پرسش های فوق و تبیین موضوع نکاتی را یاد آوری می نماییم:

1- همراهی با ولایت:

یکی از مهمترین اسرار و رموز این حرکت خدایی و معنوی همراهی جوانان دهه ی شصت با نایب امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) یعنی حضرت امام خمینی ( ره ) بود. آنوقت که امام می فرمود: حصر آبادان باید شکسته شود، دزدی سنگی انداخته باید بیرونش کنیم، جزایر مجنون باید حفظ شوند، ما مرد جنگیم، من دست و بازوی رزمندگان که دست خدا بالای آنهاست را می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم و....آن انسانهای پاکباخته وبی ادّعا پابه رکاب مطیع محض مولای خود بودند. زندگی با امام و تبعیت از ولایت کاری کرده که بوی معنویت همچنان به مشام می رسد و همینطور حضور رهبر عزیز انقلاب در آن مناطق و تاکید بر ادامه ی این راه مطلب دیگریست که باید جداگانه به آن پرداخت، همراهی و تبعیت از ولایت بوی توحید و خدایی شدن می دهد چه اینکه جدایی از ولایت بوی شرک.

2- تفسیر عشق حقیقی:

عشق بمعنای حقیقی آنجاییست که انسان با استفاده از راه عقل به راه قلب و دل نائل شود، و به مرحله ی فناء فی الله و یا مقام اولیاء الهی برسد، این قصه را در هشت سال دفاع مقدس در رابطه با شهیدان و ایثارگران لمس کردیم، بنابراین آن سرزمین ها بوی عشق حقیقی می دهد. عشق آن نیست که عده ای را در سبک زندگی گیاهی و حیوانی به اسارت خود در آورده است، عشق آن نیست که از شهوت شکم، دامن یا وهم و خیال برخواسته و بعضی را به کج راهه ها می کشاند، عشق آنجا بود که عده ای در دهه ی شصت بخاطر امر ولایت و به عشق خدا و اهل بیت ( علیهم السلام ) کاری کردند که ایران و ایرانی را سربلند و سرافراز و زمینش را طیّب و طاهر نموده اند ( طِبتُم و طابتِ الارضِ التی فیها دُفِنتُم ) در هر گوشه ای از شهر و روستا عده ای از آنها آرمیده اند و بطور زنده از اسلام، نظام و مردم حراست معنوی می کنند و امنیت و آرامش را به ارمغان می آورند.

3- تفسیر شادی و نشاط حقیقی:

آن جا که روح و جان انسان به یاد خدا آرام می شود ( أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏- الرعد 28 ) و لذّت زندگی معنوی را درک می نماید و نه نسبت به گذشته اش غمناک و نه نسبت به آیند اش خوفناک است حکایت از شادی و نشاط حقیقی می کند. یکی از مکانهایی که انسان احساس آرامش می کند در همین سرزمین هایی است که روزگاری نه چندان دور عده ای به امر ولایت با کمال آرامش از همه ی مَنِیّت ها گذشتند و همه ی موانع ظاهری و باطنی را از سر راه برداشتند و زبان حال و مقالشان مترنم به این سخن قرآنی است که (....قالَ یا لَیْتَ قَوْمی‏ یَعْلَمُونَ *بِما غَفَرَ لی‏ رَبِّی وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُکْرَمینَ یس 26 و 27 ) یعنی ای کاش مردم می دانستند که پروردگارم مرا آمرزید و از کسانی قرارم داد که مورد اکرام و احترام اویند ) وقتی انسان ارتباط و اُنس با خدا و بندگانش را احساس و لمس می کند، زمانی که به تکالیف و وظایفش عمل می نماید، آنوقت که به امر مولایش تا تقدیم جان پیش می رود، هنگامی که خود را در محضر خدا و اولیائش رو سفید می بیند، وقتی روحیه ی انقلابی اش را حفظ و در مقابل دنیای کفر و استکبار مردانه مقاومت می کند، آن موقع که دست ردّ به سینه ی دنیای مکّار حیله گر می زند و زهد و تقوا را شعار و عمل خود قرار می دهد و وقتی از هرگونه پلیدی و آلودگی پاک و منزه باشد، شادی و نشاط حقیقی را درک  و لمس می کند که همه ی اینها را در رفتار و مَنِش جوانان نورانی دهه ی شصت و پیروان آنها دیده و می بینیم، آنهایی که صرفاً از زندگی حیوانی و گیاهی لذت می برند و گوش جان خود را به آوای آلوده ی تشمال و ارگ و همانند آن می دهند و آنقدر سقوط می کنند که فرمان شیطان و شهوت را می برند، بدانند شادی آنها عمل هلاکت و رسوایی در دنیا و آخرت خواهد شد و فردایی نه چندان دور ندای ( رَبِّ ارجِعُونی ) یعنی طلب بازگشت به دنیا و حرکت در راه بندگان صالح و خوب خدا دارند که جوابی جز (کَلّا... هرگز ) نخواهند شنید، پس، از این شادیهای کاذب دست برداریم و شادی و نشاط جوانان انقلابی و حزب اللهی را مشاهده کنیم.

4- تربیت درست و صحیح:

جوانانی که در دهه ی شصت با همه ی کمبودها و وجود جنگ نابرابری که دشمنان تحمیل کردند در سایه ی عمل به دستورات قرآن و عترت آنچنان ساخته و تربیت شدند که ار نفَس گرم و نورانی، از روح ایمانی و معنوی، از خون و استخوان و پلاکشان، از گامهای استوار و مقاومشان، از راز و نیازهای شبانه شان و از نماز شب و مناجاتشان و از اشک  وآه سوزناکشان و از رزم بی امانشان و از خون سرخ شان، بعد از سالها میلیون ها انسان بهره مند و یاد خدا را در دل و جان خویش مشاهده می کنند. مدعیان تربیت زحمتی به خود بدهند و قدری تأمل نمایندکه چگونه مکتب اسلام می تواند انسانهایی عرشی و آسمانی تربیت نماید که اگر همه ی دنیا را به او می دادند به یک لحظه ی حضور در میان دین و عشق و ارتباط با خدا عوض نمی کردند، همانها که به قول امام ( ره ) وصیت نامه هایشان تن انسان را می لرزاند. هر کسی به این مناطق بیاید و از ایثار و فداکاری رزمندگان مطلع شود که چگون از اروند خروشان گذشتند، چطور باتلاقهای طلائیه را پشت سر نهادند، چگونه رملهای فکه را تحمّل نمودند، به چه نحوی و با چه ابزاری موانع عظیم و غیر قابل تصور در شلمچه را نادیده گرفتند، چگونه سرمای شدید و گرمای طاقت فرسای غرب و جنوب را از سر گذراندند و.... تربیت حقیقی انسان ملکوتی و  آسمانی را آنجا درک می کند و درس ها می آموزد، چرا که آنجا بهترین دانشگاه تربیتی برای گوهر جان انسانها بود.

تربیت آن نیست که بچه ها را در مهد کودک رها کنند تا به قول استاد جوادی آملی والدین را در پیری به خانه ی سالمندان تحویل بدهند، تربیت آن نیست  که به اسم آزادی بچه ها را رها کنیم تا در صفحه ی دل و جانشان هر زنگار و آلودگی نقش ببندد و همینطور تربیت صحیح آن نیست که با اجبار  و تحکّم بخواهیم آنها را با ایمان کنیم که هر دو روش غلط هست. تربیت آن نیست که برای خوشحال نمودن عده ای دور از خدا و معنویت امر به معروف و نهی از منکر که از بزرگترین واجبات الهی است را  تعطیل کنیم و تربیت آن نیست که با انتخاب روش تساهل و تسامح خود را اهل علم و روشنفکر قلمداد کنیم، پس از روش تربیتی اسلام و جوانان عرشی که خاک زیر پایشان درس معرفت و تربیت می دهد پیروی کنیم و بهره ببریم.

5- روحیه ی انقلابی:

یکی از درس هایی که از گنجینه ی عظیم جنگ و هشت سال دفاع مقدس می توان آموخت روحیه و اقدام انقلابی رزمندگان بود. آن نسخه ای که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند که روحیه ی انقلابی باید در ارکان نظام و مردم محفوظ بماند، بخاطر تجربه ی است که در دوران دفاع مقدس موجب شد کشور و نظام را نجات بدهد.

 تا در اقتصاد، روحیه ی انقلابی و مدیرت جهادی نیاید، اقتصاد مقاومتی عملی نخواهد شد، تا در فرهنگ و هنر این روحیه نیاید شهید آوینی و سلحشورها تربیت نخواهند شد، تا در سیاست ومیان سیاسیون اندیشه و عمل انقلابی نیاید مشکلات و معضلات برطرف نخواهد شد و تا....

روحیه ی انقلابی رزمندگان بود که پُوزه ی صدام و استکبار را به خا ک مالید، همین روحیه بود که حزب الله لبنان، حماس فلسطین  و انصارالله یمن را درست کرد، همین روحیه بود که برای اولین بار نگذاشت یک وجب ازخاک میهن اسلامی به دست دشمن بیفتد، همین روحیه ی انقلابی است که وقتی شهید گمنام می آید حماسه ی حسینی در کشور ایجاد می کند، و همین روحیه بود که وقتی غوّاصان با دست بسته آمدند آن حماسه ی کم نظیر را بپا کردند و همین روحیه بود که در نُهُم دی هشتاد و هشت فتنه را ناکام گذاشت.

سفر به مناطق جنوب و هشت سال دفاع مقدس موجب می شود روحیه ی انقلابی تجدید شود، مایه ی طراوت، نشاطِ ، حفظ اقتدار و عزت مملکت ، و ترس و هراس به دل دشمنان و سرور خوشحالی در دل دوستان ایجاد کند و موجب یأس و نا امیدی فتنه سازان و فتنه گران و انتقال این روحیه به نسل های بعد بشود.

6- بهترین سبک زندگی اسلامی:

یکی دیگر از درسهایی که زائران شهیدان از آن مناطق می آموزند، باز خوانی و باز تعریف سبک زندگی حماسه سازان دهه ی شصت است، سبک ازدواج آنها بسیار ساده ، آسان، اسلامی و به موقع و بعضی همانند حنظله ی غسیل الملائکة بودند. زنان؛ همپای مردان و پشتیبان آنها با کمترین و حداقل های زندگی می ساختند و قناعت آنها در حدّ اعلی بود، میل به آخرت، شهادت و معنویت حرف اول را می زد، فرار از زرق و برق دنیا و زندگی تجملی گفتمان اصلی آنها بود، ازمجالس لهو و لعب و سرگرمی های بیهوده، اختلاف، دشمنی، کینه، حسادت و ... خبری نبود، اتلاف وقت و عمر، تفریح های ناسالم و جشن های مبتذل و نامیمون در میان آنها جایگاهی نداشت، از آثار ظاهری خودشان تا منزل، مسکن، و همینطور اعتقادات باطنی شان، عشق به امام، ولایت، قرآن، دین وعترت طاهره موج می زد،  نیم نگاهی هم به ایران باستان و شاهان ستمگر و ظالم نداشتند، خبری از کوروش، داریوش و .... نبود، اسامی فرزندانشان را با تأسی به ائمه ( علیهم السلام ) به نام مقدس آنها مزیّن می کردند، ادب و تواضع در مقابل بزرگتر، بویژه پدر و مادر، معلم و استاد در حدّ بالایی بود، در سنگرها هر کسی سبقت می جُست ( به تعبیر رزمندگان ) تا شهردار دیگران باشد،  سفره پهن کند و جمع نماید، و سنگر را پاک کند و به دیگران خدمت نماید، درسبک زندگی آنها خبری از شرکت های هرَمی و داد و ستدهای حرام، جعل اسناد، دزدی بیت المال، اختلاس اموال و .... نبود، صفا، صمیمیت، محبت و علاقه به یکدیگر موج می زد تا آنجا که اگر گروهی، کَس و کسانی از آنها برای شناسایی دشمن می رفت وقتی بر می گشت آنها را در آغوش می گرفتند و می بوسیدند که سالم برگشته است.

آیا با این اوصافِ مختصری که یاد آوری شد جا دارد وقتی به آن مناطق سر می زنی بوی سبک زندگی اسلامی را در هشت سال استشمام کنی، لذت ببری و از سبک زندگی غربیِ امروزی دلتنگ شوی؟  سبک زندگی ای که جای شب و روزش عوض شده و چندان خبری از دعا، مناجات، نماز شب و .... نیست، وقتی عده ای تا نیمه ی شب بیدارند و سحر، هنگام نماز صبح خواب معنویت سرزمینی درآن شهر وروستاو...وجود نخواهد داشت، اشک،اما خاکهای آن مناطق بخاطراشک و آه، مناجات شبانه و جهاد و شهادت رزمندگان بوی معنویت و بوی خدایی خود را حفظ کرده است.

7- تزریق روحیه ی جهادی:

درس دیگری که از گنجینه ی عظیم هشت سال دفاع مقدس و حضور در آن مناطق آموخته می شود تزریق روحیه ی جهادی است. وقتی راویان حکایت جوانانی که شب و روز آماده ی فداکاری و جهاد بودند و خبری از حقوق مشخص، امتیاز، درجه، اضافه کاری، پاداش و.... نبود را می شنوند، آماده ی خدمت در مناطق محروم با عنوان نیروهای جهادی می شوند و در اولین فرصت برای دفاع از اسلام و حرم اهل بیت ( علیهم السلام ) در سوریه و عراق فداکاری می نمایند و برخی به شهادت می رسند، همین روحیه ی جهادی گرفته شده از روحیه ی انقلابی است که تاکنون در مسئله ی هسته ای،موشکی، امنیتی، نانو، پزشکی و....توانسته کشور را در کنار کشورهای پیشرفته قرار بدهد، وقتی جوانان امروزی خاطرات زمندگانی که با عشق و علاقه و با اختیار و اراده و بعضی با التماس از مسئولین جنگ، نسخه ای زیبا از مجاهدان راه خدا را به نمایش گذاشتند و هیچ ادعایی نداشتند، اولین چیزی که در ذهن و دل شنونده و زائر ایجاد می شود پا گذاشتن جای پای آنهاست که با همین روحیه ی جهادی به بالاترین مقامات معنوی رسیدند و بعضی با کسب حیات حقیقی انسانی و ایمانی ( عِندَ ربِّهِم یُرزَقُون ) شدند.

مسئولین کشور بویژه مسئولین اقتصادی اگر بخواهند در مقابل تحریمها و کارشکنی های استکبار بایستند هیچ راهی جز اقتصاد مقاومتی با دارا بودن روحیه ی جهادی و با تأسی از رزمندگان اسلام نخواهند داشت.

                                                            والعاقبه للمتّقین                    

 

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانقصه ی وصل ( حکایتی که همچنان باقیست )
برچسب ها : روحیه ,تربیت ,زندگی ,انقلابی ,حقیقی ,مناطق ,همین روحیه ,دفاع مقدس ,علیهم السلام ,نشاط حقیقی ,نموده اند،

چرا انحراف؟

:: چرا انحراف؟

چرا انحراف؟

بادقت و ژرف اندیشی در بعضی از فراز های خطبه فدکیه ،علل و عوامل اصلی انحراف از مسیر و راه ولایت وتنها ماندن امام و ولیّ حق  معلوم و مبرهن می شود.آنچه از زبا ن مادر یازده قرآن ناطق در آن روزگار غربت و تنهایی آل الله صادر شده است برای دیروز و امروز وفردای ما مفید و قابل استفاده است. حضرت فاطمه (س)امروز ما را نیز می دید که به دو گروه خطاب و هشدار می دهد، یکی آنهایی که راه خود را از ولایت و امامت جدا می کنند که سر انجامی جز جهنم ندارند و دیگر به پیروان ولایت که خواب غفلت آنها را نگیرد و بدانند که دشمن برای نفوذ با همه سپاه و ستادش آمده است.در این قسمت به بعضی ازعلل وعوامل انحراف مردم بعد ازرحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و بی یاور ماندن علی و فاطمه علیهما السلام از خطبه فدکیه اشاره می کنیم. 

1-بروز کینه ها که ناشی از نفاق درون است :خدای متعال بر اساس سنّت قطعی اش همگان را در حوادث مختلفی در محک آزمون و امتحان قرار می دهدو باطن آنها را بر ایشان آشکار می نماید تا معلوم شود که مدعیان حمایت از امام و رهبر به خاطر نفاقشان مترصد فرصتی بودند تا آنها را آشکار کنند .

می فرماید: آشکار شدن کینه ها که ناشی از نفاق آن مردم بود. پس مراقب اهل نفاق و کینه شتری آنها باشیم.

2-قدرت نمایی اهل باطل: آن روز که مولا علی علیه السلام فرمود: اعرف الحق تعرف اهله یعنی اول حق را بشناس و بعد اهل آن را ،عالمان متهتک و جاهلان متنسک  آن روز نفهمیدند که خدای متعال علی علیه السلام را محور و مدار حق قرار داده که علی مع الحق و الحق مع علی یدور ما حیث مادار ...بنا براین هر جا ولایت و امامت است آنجا حق است و بایدبه دور شمع وجودش  پروانه وار چرخید و مطیع اوامر او بود .آن مردم حق را ندیدند و به تعبیر زیبای حضرت زهرا (س) که فرمود: سرکرده اهل باطل به صدا در آمد و در عرصه شما قدرت نمایی کرد – امروز نیز باطل هایی همانند آمریکا و انگلیس و... وبعضی از جیره خواران آنها توپ خانه دشمنیشان راعلیه رهبری و پیروانش بسته اند و از راه نفوذ وفتنه و... ضربات خود را وارد می کنند .بنابراین مراقب سرکرده باطل و اذناب داخلی شان باشیم.

3-شیطان از کمین بیرون آمده است: از آنجایی که دشمنی شیطان (اعم از جن و انس) نسبت به خدا و بندگانش پایان ناپذیر است برای حمله به چهار طرف (ثم لا تینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم ... اعراف17 )از کمین گاه بیرون آمده و آتش خشم و کینه را در وجود دشمان ولایت و رهبری بر افروخته است. می فرماید :شیطان از کمینگاه خویش سر برآورد در حالی که شما را به سوی خود فرا می خواند و آتش خشم و کینه را در وجودتان بر افروخت. بنابراین آنهایی که به لبخند های شیطانی آمریکا و اروپا دل خوش نموده اند به این سخن  دُرربار حضرت فاطمه(س) و به نصایح حکیمانه رهبر انقلاب توجه نمایند وگرنه همراهی با شیطان بزرگ سر انجامی  جز ذلت وخفت دنیوی و غذاب اخروی در پی نخواهد داشت .

4-فتنه:از صدر اول اسلام تا کنون فتنه و فتنه انگیزان ضربات سهمگین و بزرگی بر اسلام و پیروان حق و حقیقت وارد نموده اند .آنهایی که در طول انقلاب بویژه سال 88 فتنه ها به راه انداختند و کسانی که بعد از انتخابات هفت اسفند می گفتند دیگر از فتنه حرف نزنید ،تکلیف خود را نسبت به این فراز از خطبه فدکیه معلوم کنند که فرمود: بدانید که در فتنه سقوط کرده اید و جهنم کافران را از هرسو در بر می گیرد و این رفتار شما پس از رحلت او (پیامبر ص) همانند فتنه هایی است که در زمان حیاتش برای قتل آن حضرت اعمال می کردید-خطبه فدکیه . و همینطور نسبت به سخنان رهبر معظم انقلاب در مورد فتنه هشتاد و هشت که بیش از دویست مرتبه تذکر آن را داده و در سخنرانی با حضور خبرگان در بیست اسفند امسال سه مرتبه به آن اشاره کردند . پس معلوم می شود آنهایی که بر خلاف نظررهبری حرکت میکنند سر انجام شوم و ناگواری در پیش دارند.

5-روی گردانی از قرآن: اگر علی علیه السلام قرآن ناطق است و حضرت زهرا مادر یازده قرآن ناطق،روی گردانی از قرآن صامت که در چهار مرتبه عبارات،اشارات،لطائف و حقائق مشمول علی و زهرا علیهماالسلام می شود،سر انجامی به جز سقوط و وهلاکت نخواهند داشت و آنهایی که امروز آیات قرآ ن کریم و رهنمود های پیشوایان معصوم درباره ی اسلام و ولایت و مبارزه با طاغوت و شیاطین را پست سر می گذارند مشمول این خطاب حضرت می شوند که فرمود :قرآن را پشت سر نهاده اید وای بر شما آیا از آن روی گردانیده اید؟ یا به غیر ازآن حکم می کنید؟آیا به دنبال حکم جاهلیت هستید؟

6-بی وفایی: یکی دیگر از علل و عوامل انحراف مردم و تنها شدن اهل بیت پیامبر(ص)بی وفایی و عهد شکنی آنها بوده است .عده ای ظرفیت ایمانی آنها آنقدر نیست که تاآخر خط ادامه راه بدهند .وقتی جاذبه های دنیوی و زخارف آن دل های تهی از تقوی وایمان را به خود جذب نمود عاقبتی جز تیره بختی و سیاه روزی به دنبال نخواهد داشت .آ ن حضرت در فراز دیگری از خطبه اش می فرماید : لباس بی وفایی و مکر دلهایتان را فرو پوشیده است .آیا بر بی وفایی گرد هم آمده اید تا بر او (پدرم )نسبت دروغ و ناروا بدهید .  خطبه فدکیه 

آنهایی که درغدیر بیعت نمودند به خاطر تشنگی قدرت و ریاست نتوانستند بر عهد و پیمان خویش وفادار بمانند بلکه در سقیفه جمع شدند و ریسمان ارتباط با خدا را که به وسیله و لایت و امامت ادامه پیدا می کرد بریدند و برای همشه ننگ ابدی را خریدند .پس مراقب باشیم بی وفایی نکنیم .خوشحال نشویم که دشمنان ولایت را خوشحال و دوستان او را نگران می کنیم.

7-تسویل نفس: یکی از کار کرد های هوای نفس زیبا جلوه دادن خواسته های زشت است.می فرماید:هرگز چنین نیست بلکه نفس های شما خواسته ای زشت را زیبا برایتان جلوه داده است- خطبه فدکیه-  آنچه در فتنه سقیفه تا فتنه هشتاد و هشت و ... اتفاق افتاد، یکی ازمهمترین عوامل آن همین تسویل نفس بود ه است پس خواص مراقب باشند.

8- قفل بر دل:یکی دیگر از عوامل انحراف و اعوجاج قفل گناه بر دل و قلب است که پیامدی جز کوری چشم و کری گوش ندارد .  می فرماید: یا مگر بر دلهایتان قفل زده شده است؟ نه بلکه اعمال زشت قلب هایتا ن را تیره کرده و بر آنها چیرگی یافته و گوش و چشمان را بسته است – خطبه فدکیه –قفل قلب به تعبیر قرآن همان گناه و معصیت و اعمال زشت است که در این صورت انسان توان دیدن و شنیدن و فهمیدن حقائق را نخواهد داشت.

9- برگشت به دوران جاهلیت و سستی در دفاع از حق ... از دیگرعوامل انحراف می باشد.

                                   

                                                                 و العاقبه للمتّقین                            

 

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانچرا انحراف؟
برچسب ها : فتنه ,خطبه ,قرآن ,ولایت ,حضرت ,آنهایی ,خطبه فدکیه ,علیه السلام ,نخواهد داشت ,عوامل انحراف ,حضرت زهرا

سیاست بدون اخلاق(سکولاریزم پنهان)

:: سیاست بدون اخلاق(سکولاریزم پنهان)


سیاست بدون اخلاق(سکولاریزم پنهان)

ورود به عرصه ی سیاست و حکومت بدون از تهذیب و تزکیه نفس و بدون توجه به اصالت اخلاق و تبعیت سیاست از او، میدان لغزشی است که صاحبش را به وادی هلاکت و نابودی می فرستد.حضرت امام(ره)سیاست را به سیاست الهی ،شیطانی و مادی تقسیم می کند و عینیّت سیاست و دیانت را همان سیاست الهی که غایت آن خیر،سعادت،فضیلت،عدالت،معنویت،امنیت،تربیت و... به ارمغان می آورد میداند.از آنجایی که بعضی در عرصه ی سیاست وارد می شوند بدون از اینکه توجهی به جایگاه رفیع اخلاق الهی  داشته باشند ، نکاتی را در مورد بعضی از آفات و آسیب های سیاست منهای اخلاق که نوعی سکولاریزم پیدا و پنهان است به سمع و نظر مخاطبین عزیز می رسانیم.

یکم قدرت طلبی: وقتی سیاست تابع اخلاق نباشد روحیه ی قدرت طلبی حاکم و به دنبال آن خود بزرگ بینی و خود کامگی می آید و دارای عوارضی از جمله سرکشی،ظلم،تندی و تیزی،خردگریزی،تحقیر دیگران و ... می باشد. امام علی علیه السلام به مالک اشتر میفرماید: به مردم نگو به من فرمان دادند و من نیز فرمان می دهم پس باید اطاعت شود زیرا این گونه خود بزرگ بینی دل را فاسد ،دین را پژمرده و موجب زوال نعمت ها است.(نامه 53)

دوم خودپسندی: یکی از جاهایی که خودپسندی و خودشکفتگی درونی بروز و ظهور می کند آنجایی است که شخص بدون رعایت اخلاق و تزکیه نفس در عرصه ی حکومت و سیاست بیاید و خود را بهتر و برتر از دیگران بداند. امام علی علیه السلام به مالک اشتر میفرماید :مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باشی که این ها همه از بهترین فرصت های شیطان برای هجوم آوردن به تو است و کردار نیک نیکوکاران را نابود سازد. (نامه 53)

سوم دروغ گویی و فریب کاری : از آفات و آسیب های مهلک و کشنده ی عدم تبعیت سیاست از اخلاق، حقه بازی و دروغ گویی است. بعضی برای رسیدن به نتیجه از هر ابزاری به ویژه دروغ گویی و نیرنگ استفاده می کنند. امام علی علیه السلام فرمودند: بد ترین سخن ، سخن دروغ است(و انّ شرّالقول الکذب) و می فرماید: به خدا قسم یک کلمه را از شما پنهان نمی دارم و هیچ نوع دروغی به شما نمی گویم.بنابراین اگر دروغ گویی و نیرنگ آمد اعتماد و اطمینان که از مهمترین سرمایه ها در روابط انسانی و اجتماعی است رخت بر می بندد . امام در نامه ای به یکی از کارگزارانش میفرماید:کسی می تواند بر مردم حکومت کند که نهان و آشکارش و قول و فعلش یکی باشد (لم یختلف سرّه وعلانیته و فعله و مقالته)

چهارم خشونت گرایی: یکی دیگر از آفات فقدان اخلاق در عالم سیاست خشونت گرایی است که از پیامد های آن اختلاف و دشمنی ،تعدی و تجاوز به حریم دیگران ، تهمت و توهین ،قتل و غارت ، ظلم و.... می باشد. امام علی علیه السلام می فرماید : وقتی مردم گرفتار خشونت حاکمان شوند جامعه دچار چهار آسیب می شود.

1-خروج از راه درست:یعنی از مسیر حق،عدالت،و انسانیت خارج می شوند.

2-چموشی:یعنی مردم قانون شکن، بداخلاق و عصبی می شوند.

3-ریاکاری:یعنی به خاطر تهدید و یا طمع به دنیا فضای زندگی او را نفاق و دورویی و شرک  آلوده می نماید.

4-اعتراض و نافرمانی اجتماعی

بنابراین در حکومت اسلامی برای جلوگیری و رفع این آفات و آسیب ها ، رعایت قانون که منبعث از شرع مقدس و همینطور فرامین و دستورات ولایت امر که لازم الاتباع است ،امری اجتناب ناپذیر می باشد.

امام علی علیه السلام خطاب به مالک میفرماید:باد غرورت،جوشش خشمت،تجاوز دستت ،تندی زبانت را در اختیار خود گیر و با پرهیز از شتاب زدگی و فرو خوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم فرو نشیند و اختیار نفس در دست تو باشد و تو بر نفس مسلط نخواهی شد مگر با یاد فراوان قیامت و بازگشت به سوی خدا. (نامه 53)

پنجم امتیاز خواهی:آسیب دیگر در سبک زندگی سیاسی بدون اخلاق ،امتیاز خواهی و تجارت برای دنیای پست و حقیر است.یعنی همان چیزی که رنگ و بوی اخلاص و کارو تلاش برای خدا در آن یافت نمی شود. امام علی علیه السلام درمورد عقیل که از او درخواست کمک کرده و آهن داغ را به او نزدیک کرده بود می فرماید: به او گفتم ای عقیل گریه کنندگان بر تو بگریند ،از حرارت آهنی می نالی که انسانی به بازیچه آن را گرم ساخته اما مرا به آتش دوزخی می خوانی که خدای جبّارش با خشم خود آن را گداخته است . تو از حرارت ناچیز می نالی و من از حرارت آتش الهی ننالم؟

و خطاب به مالک اشتر می فرماید:مبادا هرگز در آن چه با مردم مساوی هستی امتیازی خواهی .(نامه 53)

ششم- دنیا پرستی:اگر کسی وارد عرصه سیاسی شود و امام و پیشوای او اخلاق کریمه ی الهی نباشد تا بتواند بر شهوت و غضب تسلط و تعدیل نماید، به طور قطع به سمت دنیا طلبی و میل به زخارف پست آن منحرف می شود و در این موقع سعی می کند هر مزاحمی را از سر راه بردارد که چه ظلم و ستم ها،حق کشی ها، بی آبرویی ها،شایعه پراکنی ها، تهمت ها و... که صورت نمی گیرد .

امام علی علیه السلام در نامه 31 به امام حسن علیه السلام می فرماید:همانا دنیا پرستان چونان سگ های درّنده عوعو کنان برای دریدن صید در شتابند ، برخی به برخی دیگر هجوم آورند و نیرومندشان ناتوان را می خورد و بزرگترها کوچکترها را  ،ویا چونان شترانی هستند که برخی از آنها پای بسته و برخی دیگر در بیابان رها شده که راه گم کرده و در جاده های نامعلومی در حرکتند و در وادی پر از آفت ها و در شنزاری که حرکت با کندی صورت می گیرد گرفتارند .نه چوپانی دارند که به کارشان برسد و نه چراننده ای که به چراگاهشان ببرد...(نامه 31)

نکته- اهل سیاست بدانند که :حکومت و قدرت در نگاه پیشوایان دین به ویژه حضرت امیر علیه السلام برای دست یابی به عدالت ،امنیت، رفاه، تربیت و همین طور اقامه ی حق و دفع باطل بوده است .در غیر این صورت آنقدر بی ارزش است که تعابیر زیر از ایشان درس آموز و حکیمانه می باشد.

1-حکومت نزد من بی ارزش تر از لنگه ی کفش پاره است مگرآنکه وسیله ی اقامه ی حق و دفع باطل باشد.

2-حکومت نزد من بی ارزش تر از آب بینی بز است.

3-حکومت نزد من بی ارزش تر از استخوان خوک در دست انسان جذامی است.

4-حکومت نرد من بی ارزش تر از گیاه خشکیده است.

5-حکومت نزد من بی ارزش تر از برگ جویده شده در دهان ملخ است.

6-به خدا قسم اگر همه ی هستی و تمام آنچه زیر آسمان هاست را به من بدهند که خدا را به وسیله ی گرفتن دانه ی جویی از دهان مورچه ای معصیت کنم هرگز این کار را نکنم.

7-سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روی خار های سعدان (سه شعبه که خوراک شتران بوده و سخت گزنده است) به  سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم ، خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم و چیزی از اموال عمومی را غصب کرده باشم. چگونه بر کسی ستم کنم برای نفس خویش که به سوی کهنگی و پوسیده شدن پیش می رود و در خاک زمانی طولانی اقامت می کند؟؟(خطبه 224)

والعاقبه للمتّقین

 

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانسیاست بدون اخلاق(سکولاریزم پنهان)
برچسب ها : سیاست ,امام ,اخلاق ,حکومت ,السلام ,علیه ,علیه السلام ,دروغ گویی ,مالک اشتر ,بدون اخلاق ,باشد امام ,اخلاق سکولاریزم پنهان ,بدون اخلاق سکولاریزم

غارت شده

:: غارت شده


غارت شده

 

خدای متعال در قرآن کریم کسانی را که همه یا بخشی از سرمایه، همانند( فطرت، عقل، ایمان، اخلاق، انسانیت و... ) را از دست داده اند و از راه و مسیر بندگی خدا خارج شده اند، خودباخته و زیانکار و غارت شده می داند. در این دنیای پر از غفلت و گناه نکاتی را در مورد همین نکته بیان می کنیم.

انسانها در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، و همینطور فردی و اجتماعی، سبک و روش زندگیی را تعریف و ارائه می دهند که اگر برای بندگی خدا و رسیدن به او باشد انسان را به سعادت و کمال حقیقی می رسانند و گر نه، سرمایه های درونی و برونی و میزبان و میهمان را در جهت شقاوت و هلاکت صرف می نمایند که از دیدگاه قرآن اینها خودباخته و غارت شده اند. در بعضی از مواقع همانند فصل انتخابات خطر از دست دادن سرمایه ها بیشتر به چشم می خورد. بنابر این اگر زندگی برای بندگی خدا نباشد به طور قطع برای یکی از مؤلفه های زیر است، که بطور مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود:

1- جهل:

یکی از عوامل حبط و تباه شدن اعمال نیکو و پسندیده رفتار جاهلانه است. وقتی زمام امر به دست وهم و خیال در بخش ادراک و اندیشه، شهوت و غضب در حوزه ی تحریک و انگیزه قرار گیرد، و عقل به اسارت اینها در بیاید به طور حتم تصمیم سازیها، تصمیم گیریها و رفتار بیرونی ناشی از عقلانیت نخواهد بود و جهل و جهالت حرف اول را می زند،و همین موجب غارت سرمایه ها، حبط و نابودی اعمال گذشته و عدم توفیق در اندیشه ی صائب و اعمال و رفتار صواب خواهد شد.

بر این اساس است که امام علی ( علیه السلام ) به کمیل فرمود: هیچ حرکت و فعالیتی نیست  مگر آنکه تو در انجام آن به علم و معرفت نیاز داری (( یا کمیل، ما مِن حَرَکَهِ الا و انتَ مُحتاجٌ فیها الی معرفه - تحف العقول ص: 171 ))

بنابراین در هر کاری که به سعادت دنیا و آخرت انسان مربوط می شود ناچار از بصیرت و معرفت واقعی و حقیقی هستیم.

2- دست یابی به مال و ثروت حرام:

افرادی که محبت به مال و ثروت آنها را کور و کر نموده و بری رسیدن به آن حتی از آبرو مایه می گذارند باید بدانند که، رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمودند: هیچ دو گرگ درنده ای که وارد آغل گوسفندان می شوند ضرر و زیان و فسادشان بیشتر از دوستداری مال و جاه در دین مرد مُسلِم نیست.   جامع السعادة ج 2 ص 576

و مال حرام از نظر دینی سه مفسده دارد، یکی انداختن شخص به گناه و معصیت، دیگر کشاندن آن به خوش گذرانی و سوم اینکه مانع از یاد خدا می شود. جامع السعاده ح 2 ص 581

3- حبّ ریاست و شهرت:

پذیرش مسئولیت و خدمت خالصانه به بندگان خدا با هدف قرب الهی یکی از مؤلفه های سبک زندگیِّ معنوی و ملکوتی است و مورد بحث نیست، اما اگر حبّ و بغض، سکوت و سخن، قیام و قعود، حمایت و عدم آن در عرصه های مختلف بویژه انتخابات و... برای رسیدن به جاه، مقام و حبّ ریاست باشد، سبب غارت سرمایه های دنیوی و اخروی می شود.

امام باقر علیه السلام فرمود: ریاست را طلب نکن و گرگ نباش و به نام ما مردمان را نخورکه خداوند محتاجت خواهد نمود. جامع السعادة ج 1 ص 215

پیامبر ( صلی الله علیه و آله )فرمود: هیچ بنده ای با خداوند صادق نیست، مگر اینکه از گمنام بودن شادمان شود. جامع السعادة ج 1 ص 215

حبّ جاه، شهرت و مال برای کسب منزلت در میان مردم و درد دلهای آنها بر اساس حدیث نبوی موجب ریا و نفاق می شود، که همچون موریانه سرمایه های ایمانی و اخلاقی را تباه و نابود می کنند.

4- تفاخر:

در بعضی از عرصه های زندگی بویژه عرصه ی انتخاب و گزینش بعضی از ناهنجاریها جایگزین هنجارهای اخلاقی و دینی می شوند، ارزش هایی همانند ایمان، تقوا، جهاد، ایثار و نثار، کار و تلاش و خدمت برای خدا مظلوم و مغفول می مانند و ناهنجاریهایی همانند فخر فروشی به مال، ثروت، شهرت، حسَب،نسَب، قوم، قبیله، حزب و گروه حرف اول را می زند که همینها موجب خود با خته شدن و خسران و غارت گری سرمایه های اصلی و اصیل می گردند، پس مراقب باشیم.

امام سجاد ( علیه السلام ) می فرمایند: در عجبم از تکبر پیشه ی فخر کننده،کسی که دیروز نطفه بود و فردا جیفه ای( مرداری ) بد بو خواهد شد. جامع السعاده ج 1 ص 498

 عُقبِه پسر بشیر اسدی به امام باقر علیه السلام گفت: همانا من دارای حسَبی بزرگ بوده و در میان قومم عزیز محسوب می شوم. حضرت به او فرمودند: آیا با حسَب و نسَب بر ما منّت می گذاری و همانا خداوند به وسیله ی ایمان مقام هر کسی را که مردمان او را پست و حقیر می شمردند به شرط مؤمن بودن بالا برده و کسی که مردمان او را شریف می خواندند به سبب کفر ( در صورت کافر بودن ) پست و حقیر شمارده است. پس همانا کسی نسبت به کسی برتری ندارد مگر با تقوا.    جامع السعادة ج 1 ص 499

5- ریا و شرک:

 یکی از گناهان کبیره که نقش مستقیم در هلاکت انسان و غارتِ داشته ها و سرمایه های او دارد ریا و شرک اصغر است.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: همانا ترسناکترین چیزی که من بر شما از آن می ترسم شرک کوچک( اصغر ) است، گفته شد: شرک اصغر چیست؟ فرمود ریا، آنجایی که خشنودی خَلق را بر خوشنودی خالق مُقَدَم می داریم، زمانی که تعظیم و احترام را برای کسب منزلت دنیوی انجام می دهیم، وقتی خشم و غضب را صرفاً برای رضایت غیر خدا بکار می بریم با هدف دستیابی به مقام دنیوی و همین طور هر فعل و انفعالی که رضایت خدا در آن نیست و هر دست بوسی و تکریمی که برای ارضای نفسانیت و نه برای خداست، علاوه بر نوعی نفاق درونی، مغشوش به شرک و ریا و رشوه ی معنوی است که موجب نابودی و هلاکت و غارت سرمایه ها می شود. پس وای بر ما

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) فرمود: خداوند متعال عملی را که اندازه ی یک مثقال در آن ریا باشد را قبول نمی کند. جامع السعاده ج 2 ص 244

و فرمود: در روز قیامت به ریا کننده ندا داده می شود : ای نابکار، ای غدّار، ای ریا کننده، همانا عملت تباه و پاداشت باطل شد، پس برو پاداشت را از کسی بگیر که عملت را برای او انجام داده ای. جامع السعاده ج 1 ص 244

6- غرور:

در تعریف غرور آمده است که، سکون نفس به آنچه موافق هوی است و طبع به سبب شبهه و خُدعه ی شیطان به سمت آن میل می کند. بنابراین افرادی که خود را در دنیا و آخرت بهتر و برتر از دیگران بدانند و منشائی جز شهوت و غضب نداشته باشد مغرورانی هستند که بر اساس آیات و روایات هلاک خواهند شد.

در همه ی عرصه های زندگی بویژه در مسائل سیاسی و اجتماعی مراقب باشیم که علم، عبادت، قدرت، مال، طایفه، طرفدار و... ما را مغرور نکنند.

تاکنون دیده ایم افرادی که نعمت های خدا ( که موجب امتحان نیز هستند ) بخاطر کفران و ناسپاسی و إسناد به خود موجب هلاکت آنها شد، و اقبال مردم و محبت آنها در انتخابات و غیره، را امتیازهای خود دانستند و مغرور، خود باخته و غارت شده ی حقیقی گردیدند و  هکذا....

رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )فرمودند: چه نیکوست خواب و افطار زیرکان، چگونه نسبت به بیداری و کوشش احمق ها مغبونند، به تحقیق که یک ذره عمل از صاحب تقوا و یقین بهتر و برتر است از مغرورانی که روی زمین را فرا گرفته اند. اخلاق شُبَّر ص 317

وای اگر با خدا دشمنی کنیم، بخاطر رضایت آنهایی که توان مساعدت در عقبی را ندارند.

وای اگر در امتحانات الهی ( همانند انتخابات ) سرمایه های مادی و معنوی را ببازیم.

وای اگر بخاطر میل نفس به دنیا زندگی ابد و سرای جاودان را از دست بدهیم.

وای اگر عمر تمام شود و دست خالی از دنیا برویم.

وای اگر بخاطر دنیای دیگران دین و ایمان خود را از دست بدهیم.

و وای اگر........

                                                              والعاقبةُ للمتقین

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانغارت شده
برچسب ها : سرمایه ,غارت ,علیه ,فرمود ,موجب ,جامع ,الله علیه ,جامع السعاده ,علیه السلام ,غارت سرمایه ,زندگی بویژه

نبرد بی فایده

:: نبرد بی فایده


نبرد بی فایده

روزی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلّم )  از برای اصحاب یک خط کشیدند و فرمودند: این راه خداست و بعد از آن خطوط بسیار کشیدند از چپ و راست و فرمودند: این راههایی هستند که به هر راهی شیطان نشسته و آدمی را به خود می خواند. کافی ج 2 ص 399

در روایت دیگری فرمودند: امّت حضرت موسی ( علیه السلام ) هفتاد و یک فرقه شدند یکی از آنها نجات پیدا کردند، امت حضرت عیسی هفتاد و دو فرقه شدندو یکی نجات پیدا کردند، امت من هفتاد و سه فرقه می شوند، یکی نجات پیدا می کند.

درباره ی بعضی از معضلات و نابسامانی هایی که در عرصه ی اجتماع مشاهده می شود نکاتی را بعرض می رسانیم:

پرسش این است که نبرد هفتاد و دو ملت بر سر چیست؟

آیا سزاوار است که سرمایه های فطری، عقلی، علمی، عملی، جوانی، انسانی و حتی ایمانی را در راه هیچ و پوچ صرف کنیم.

توضیح و تبیین مطلب

یکم: بر اساس آیات قرآن همانند آیه ی مبارکه ی ((  وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُل‏.... انعام 153   )) و روایت مذکور، تنها یک راه مستقیم و یک راه سعادت و رستگاری وجود دارد که همان راه امامت و ولایت در ادامه ی راه رسالت و راه خداست و به تجربه ثابت شده است که هر کس از راه و مسیر ولایت منحرف و زاویه  درست کرده خود و پیروانش را به وادی ضلالت و گمراهی که نتیجه ی  اندیشه و رفتار اهل حماقت و جهالت است کشانده است.

دوم: از میان مردم بیشترین انحراف و سقوط مربوط به بعضی از خواص بوده خواص که عده ای را نیز بدنبال خود کشیده اند. آنچه در صدر اسلام بویژه در دوره ی 250 ساله ی امامان معصوم ( علیهم السلام ) مشهود است و همچنین آنچه از اول انقلاب تا کنون موجب سقوط خواصی از جامعه از مرجع تا رئیس جمهور تا نخست وزیر و تا.... شده است دارای درسهای عبرتی است که اگر توجه نشود همچنان عده ای را از متن به حاشیه و از حاشیه به هلاکت ابدی رسانده است.

سوم: آنچه از آیات و روایات و تجربه ی تاریخی استفاده می شود هبوط و سقوط اشخاص یا جامعه به خصوص در عرصه ی اجتماع دارای علل و عواملی است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

1- حرص به ثروت و قدرت:

انبیاء الهی بویژه رسول خاتم ( صلی الله علیه وآله ) حریص به هدایت و سعادت مردم به عنوان یک ارزش الهی بودند حال اگر حرص به ثروت و قدرت جایگزین آن شود نتیجه ای جز نابودی فرد و جامعه در پی نخواهد داشت. پس مراقب باشیم.

2- پیروی از شیطان و هوای نفس:

پیروی از شیطان و هوای نفس از علل و عوامل اساسی در هبوط و سقوط انسان می باشد، بر اساس آیات 175 و 176 سوره ی اعراف دانشمند وارسته و مستجاب الدعوه ای همانند بلعم باعورا بر اثر غفلت و بی توجهی به کید شیطان و هوای نفس از مقام والایش آنچنان سقوط کرد که خدای متعال وی را به عنوان الگو و اسوه ی همه ی کسانی که آیات او را تکذیب می نمایند ذکر می کند، و در نتیجه تا مقام سگی، که ( او را تعقیب کنی یا به حال خود واگذاری ) سقوط و به هلاکت رسیده است. پس بیدار و مواظب باشیم.

3- رشوه ی مادّی و معنوی:

یکی دیگر از مسائلی که سبب نبرد بر سر هیچ می شود، آلوده شدن به دو گناه بزرگ یعنی رشوه ی مادّی و معنوی است که بر اساس روایات رشوه دهنده و رشوه گیرنده هر دو جهنّمی هستند. بعضی برای رسیدن به میز و صندلی از اموال و از عزّت و آبروی خود دریغ نمی کنند، یعنی همه ی هستی و سرمایه های مادّی و معنوی را میدهد و در مقابل چیزی دریافت نمی کند که مایه ی نجات او گردد.

4- تملّق، چاپلوسی و دست بوسی برای ماندن بر مسند:

انسانهای با عزّت و آزاده نه تکبر دارند و نه تملّق، بلکه دارای ادب و تواضع هستند، اما آنهایی که از آن یک راه نجات منحرف شده اند، برای رضایت خودِ حیوانی و شهرت دنیوی و حبِّ جاه و مقام در مقابل غیر خدا آنچنان ذلیلانه برخورد می کنند که گویا حیات و مماتش بدست اوست. پس وای بر ما اگر بیدار نشویم.

5- رشد کاذب بدون تزکیّه ی نفس: یکی دیگر از عوامل تشدید و راه اندازی جنگ و نزاع بر سر هیچ، توسط افرادی است که به خاطر غرور علمی یا مالی یا.... بین مردم اعتباری درست نموده اند در حالی که خانه از پای بست ویران و از اساسی ترین چیز که همان سازندگی روحی و تربیت اخلاقی باشد تُهی و خالی است. تأکید قرآن کریم و پیشوایان معصوم ( علیهم السلام ) بر تهذیب و تزکیّه و عدم دل بستگی به دنیا و مظاهر آن به خاطر خطراتی است که انسانیتِ انسان را تهدید می کند و به تجربه ثابت شده است، آنهایی که به مقام ایمان و تقوا آراسته اند جزءِ همان یک گروه اهل نجات بوده و درگیر نبرد پوچ هفتاد و دوملت نبوده اند. پس مراقب باشیم.

6- استفاده ی ابزاری از دین علیه دین برای رسیدن به قدرت:

یکی از راههای تسلّط شیاطین بر جوامع انسانی استفاده از دین برای فریب دادن دین داران حقیقی بوده است. تمام نفوذیها سعی کرده اند خود را همانند و شبیه دینداران نشان بدهند تا سلطه ی خود را تحکیم نمایند. اصحاب سقیفه، معاویه، عبیدالله به هنگام ورود به کوفه، رضا خان میر پنج در اوایل حکومتش، بنی صدر خائن؛ کشمیری، اصحاب فتنه و نماد سبزشان و آنهایی که مسجد ضرار را در مقابل مسجد پیامبر ساختند امروز نیز هستند، اگر مراقبت نکنیم و بصیرت نباشد به نبرد هفتاد و دو ملت که بر سر مُردار( دنیا ) است ورود پیدا می کنیم و به بیراهه می رویم. پس بیدار باشیم.

7- نفاق:

عامل مهم دیگری که در طول تاریخ سبب هبوط و سقوط انسانها گردیده و راه نجات، یعنی تنها صراط مستقیم را به روی آنها بسته است مسئله ی نفاق می باشد. یکی از ویژگی های آنها که قرآن پرده از آن بر می دارد هم رنگ شدن با شرایط و مقتضیات جامعه است و مترصد فرصت جهت زدن ضربه ی کاری و نهایی. قرآن کریم از قول اینها می فرماید شاید اوضاع بر گشت و حکومت عوض شد (نَخْشى‏ أَنْ تُصیبَنا دائِرَة.... مائده 52 )، اینها چند چهره و چند زبان هستند، مردم را به جان هم می اندازند، شک و تردید را رواج می دهند، یأس و نا امیدی را برجسته می کنند آنچه به زبان می گویند در قلبشان نیست، کینه ی اسلام و پیروان راستینش را به دل دارند، با دشمنان ارتباط مرموزانه دارند، مصداق اتمّ و اکمل نفوذی دشمنان هستند، ایجاد اختلاف؛ تفرقه و راه اندازی جنگ ها و آتش افروزی سنت و سیره ی دائمی آنهاست، بر علیه دین و دین داران حقیقی متّحد می شوند، که این ویژگیها را از اول انقلاب تا کنون بویژه در فتنه ی بنی صدر و فتنه ی 78 و 88 به وضوح مشاهده کردیم. پس مواظب و مراقب باشیم.

چهارم: وقتی شیطان با نفس امّاره همدست شده و دنیا را مزیّن و رنگارنگ می کنند، بطور حتم پیروانشان را از راه مستقیم منحرف و آنها را آلوده به انحرافات فکری و اخلاقی، حِرص و وَلَع به دنیا، فراموشی خدا و آخرت، مقدّم داشتن خواست خود ( هوا ) بر خواست خدا، عهد شکنی و نقض پیمان، سستی در عبادت، شجاعت در گناه، بی توجهی به حقوق النّاس، بد اخلاقی در عرصه های سیاسی و اجتماعی، خیانت در امانت و بیت المال، حیله و مکر و.... می کنند که هر کدام از اینها عده ای را وارد نبردی بی فایده و بی ثمر کرده که خسارتی جز ضلالت و در نهایت هلاکت در انتظارشان نیست.

منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیاننبرد بی فایده
برچسب ها : هفتاد ,نجات ,نبرد ,شیطان ,باشیم ,علیه ,مراقب باشیم ,نجات پیدا ,برای رسیدن ,داران حقیقی ,علیهم السلام ,معصوم علیهم السلام

وظیفه یا نتیجه؟

:: وظیفه یا نتیجه؟


وظیفه یا نتیجه ؟!

درباره‌ی احساس وظیفه و تکلیف نکاتی را به عرض خوانندگان و مخاطبین محترم می‌رسانیم:

1-بر اساس حدیث نبوی همه مومنین و مسلمین نسبت به هم و همینطور نسبت به دفاع از اسلام و احکام نورانی آن موظف و مکلف هستند « کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته » و این وظیفه و مسئولیت همیشگی و متناسب با جایگاه، توان و وسعی که دارد میباشد.

2-همانگونه که قرآن کریم برای هدایت همگان آمده « هدی للناس /بقره185 » ولکن تنها متقین از این هدایت بهره‌مند می‌شوند « هدی للمتقین »؛ همچنین همه انسانها مسئولیت دفاع از اسلام و رسیدگی به هم‌نوعان خویش  را دارند اما کسانی می‌توانند ادای تکلیف نمایند که از شایستگی های علمی و عملی برخوردار باشند.

ادامه مطلب
منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانوظیفه یا نتیجه؟
برچسب ها : وظیفه

تمدن سازی درسایه ی فرهنگ عاشورا واربعین

:: تمدن سازی درسایه ی فرهنگ عاشورا واربعین


حادثه ی بزرگ عاشوراواربعین وفداکاری حضرت اباعبدا...علیه السلام ویارا ن باوفایش دارای ویژگیهایی است که به بعضی ازآنها اشاره می کنیم.

1-تمدن سازی:رهبر معظم انقلاب بعد ازتبیین مراحل پیش روعینی انقلاب اسلامی،نظام اسلامی،حکومت اسلامی،دولت اسلامی،تمدن سازی نوین را آخرین مرحله دانستند.َ

2-ایران قدرت جهانی:حادثه ی عظیم عاشورا واربعین در تحقق عینی وعملی تمدن نوین اسلامی نقش موثر واساسی دارند.یکی از درسهای دانشگاه امام حسین علیه السلام مقاومت دلیرانه وانقلابی ملت ورزمندگان اسلام درهشت سال دفاع مقدس وتا کنون بوده است که ایران را به یکی از قدرتهای بزرگ جهانی تبدیل نموده و منشا برکات فراوان شده است.

ادامه مطلب
منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانتمدن سازی درسایه ی فرهنگ عاشورا واربعین
برچسب ها : سازی ,تمدن ,عاشورا واربعین ,تمدن سازی ,علیه السلام

آزاده یا برده

:: آزاده یا برده


در مکتب تربیتی اسلام، آزاده به فرد و افرادی اطلاق می شود که خود را از هر گونه تعلّق و تَعَیّن به دنیا و زخارفش نجات داده و وارسته باشند، سرور آزادگان عالم یعنی علی ( علیه السلام ) همگان را به راه و مسیرِ فلاح و رستگاری  ترغیب و تحریص نموده و فرمودند: ((ألا حُرٌّ یدَعُ هذِه اللَّمازَه)) آیا آزاده ای هست که این غذای لای دندان مانده ( کنایه ازدل بستگی به دنیا) را بیرون بیندازد؟

در همین زمینه با توجه به سبک زندگی، رخنه و نفوذ بردگی وبندگی دنیا در شیوه و رفتار بعضی از ما انسانها، نکاتی را به عنوان تذکر که (وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنین‏ - ذاریات 55 ) به سمع و نظر خواننده ی محترم می رسانیم.

ادامه مطلب
منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیانآزاده یا برده
برچسب ها : آزاده

نفوذ شیطان !!!

:: نفوذ شیطان !!!


آن روزکه حضرت امام (ره)تسخیر لانه ی جاسوسی شیطان بزرگ توسط دانشجویان پیرو خط امام را انقلاب دوم نامیدندو از قطع رابطه ی گرگ با میش استقبال نمودند،به وسیله صدام عفلقی جنگ را برما تحمیل ننموده بود ،از همه ی گروه های تروریستی و ضد انقلاب حمایت جدی نکرده بود ،تحریمهای ظالمانه را هر ساله امضاء ننموده بود ،دوازده سال کشوررا درگیر مسئله ی هسته ای نکرده بود،بوسیله ی احمد شهید صهیونیست مسئله ی نقض حقوق بشر را مطرح ننموده بود، هواپیمای مسافربری را درخلیج فارس هدف قرا نداده بود ،در مجامع بین المللی با هم پیمانانش دشمنی اش را به طور جدی آشکار ننموده بود،  جنگ نرم و غارتگری فرهنگی را شروع نکرده بود ،فتنه های 78 و88 را مدیریت و حمایت نکرده بود ،آل سعود خبیث را برای کشتار حجاج در سال 66 و 94 مورد حمایت و مساعدت نظامی و سیاسی و امنیتی قرار نداده بود،برندازی جمهوری اسلامی را با جنگ سخت و نرم و جنگ های نیابتی شروع ننموده بود و .......

ادامه مطلب
منبع : وب سایت شخصی امراله اندرزیاننفوذ شیطان !!!
برچسب ها : ننموده ,نکرده ,حمایت